۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۰, شنبه

ما ایرانی ها کدام یک از این دو را نداریم : جمعه یا خشم !؟

نزدیک به دو سال از کودتای انتخاباتی می گذرد ، دو سالی که هر روزش توأم بوده است با جنایت و قتل و اعدام و دروغ و تظاهر و ظلم و دورویی و ... در این میان ، اما دست روی دست گذاشته ایم و دلمان به این خوش است که هر از گاهی ، آقایان موسوی و کروبی از زیر آن همه فشار و محدودیت و زندان و حصر و حبس صدایی برآورند و فراخوانی بدهند و ... یا به این امید هستیم که شوراهی هماهنگی راه سبز امید که نمی دانیم که هستند و چه هستند و کجا هستند ! راه و چاه را نشانمان دهند . در این روزهایی که شاهد برافروختن شعله خشم مردمان کشورهای عربی ازتونس و مصر و یمن گرفته تا بحرین و سوریه هستیم ، به وضوح می بینیم که چگونه مردم این کشورها که از سالها دیکتاتوری رژیم های جنایتکارشان خسته و عاصی شده اند ، با فراخوان های مردمی در روزهای جمعه ، دست به تجمع و اعتراض میزنند و عرصه را بر رژیم هایشان تنگ کرده و کاخ استبداد را به لرزه انداخته اند . این همان راهی بود که مردمان تونس و مصر رفتند و مردم سوریه و یمن نیز می روند و مطمئنم پیروز خواهند شد . تاکنون بارها فریاد زده ام که چرا ما از موقعیت طلایی روزهای جمعه استفاده نمی کنیم ؟ چه اهمیتی دارد که امام جمعه کیست ؟ یا اساساً چه اهمیتی دارد که اعتقاد مذهبی داشته باشیم یا نه ؟ مهم این است که دور هم گرد آییم و به خودمان نشان دهیم که هنوز هم هستیم و می توانیم . آری دوستان ، ما هم جمهع داریم ، هم خشم . خشمی که ریشه در سالها ظلم و تبعیض و فلاکت و گرفتاری و فقر و بدبختی و آوارگی دارد . عزیزان زیادی را از دست داده ایم ، خونهایزیادی بر زمین ریخته شده است ، این ها و هزاران دلیل دیگر ، خشمی را در وجود ما شعله ور کرده است که به راحتی تومار رژیم دیکتاتوری را در هم خواهد پیچید ، فقط کافی است بخواهیم و بدانیم چه می کنیم . باید هر چه زودتر در تدارک روزهای " جمعه خشم " ایرانی ها باشیم و فراموش نکنیم که مقبلاً هم ثابت کرده ایم که : نترسیم ، نترسیم ، ما همه با هم هستیم ... زنده باد آزادی پاینده باد ایران

۱۳۹۰ اردیبهشت ۸, پنجشنبه

صدای زحمتکشان را نمی توان خفه کرد

ماه می است؛ یادآور اقشار زحمتکش جامعه، اقشار پینه دستان جامعه، اقشاری که با جانی آسیب دیده و روحی زجر کشیده روزها را به شب می رسانند. اقشاری که حق شان توسط اژدهای استبداد مورد استثمار قرار گرفته است. اول ماه می یادآور کارگرانی هست که توسط غول سرمایه داری به استثمار کشیده و به صورت برده ای از آنان بیگاری کشیده می شد. در سـال ۱٨۵۶ایده هشت ساعت کار در روز برای نخستین بار در استرالیا زاده شـد . تا این که کارگران تصمیم گرفـتند این خواسـت خود را (هشـت سـاعت کار در روز) با توقـف دسـته جمعی یک روز کامل کار را عملی نموده و آن را با جلسـات و تفریحات سـازماندهی نمایند. این روز مصادف بود با۲۱ اپریل؛ و فقط برای یکسـال (۱٨۵۶) در نظر گرفته شـده بود. ولی این نخسـتین جشـن کارگران چنان اثری نیرومند بر کارگران اسـترالیا به جا گذاشـت که منجر به نوعی تهیج گشـت و تصمیم گرفـته شـد تا همه سـاله این جشـن تکرار گردد. روشن اسـت که یک روز توقف کار سـراسـری خسـارات جدی را بر پـیکر سـرمایه داری ــ که از هـر ثانیه کار کارگران نفع می برد ــ در پی داشـت، و از جانب دیگر شـهامت و ایمان بیشـتر در کارگران ایجاد شـد، مبنی بر قـدرت خود شـان در انتخاب سـاعات کار. این شـهامت و پایداری در برابر سـرمایه داری و کارخانه داران به فـراخوان وسـیع از توده های کارگری در جنبش داد خواهی و کارگری گردید و ایده جشـن کارگری به سـرعـت در سـراسـر اسـترالیا پذیرفـته شـد؛ و به سـایر کشـور ها گسـترش یافـت تا این که تمام جهان وجود جنبش کارگری را به رسمیت شناخت. اما نخسـتین گروههایی که به دنبال کارگران اسـترالیا رفـتند کارگران آمریکایی بودند، که در سـال ۱٨٨۶ در اول ماه می با خواسـت هـشـت سـاعت کار در روز خواهان توقف کامل کار در یک روز در سـطح جهانی شـدند. در این روز که در شـهر شـیکاگوی آمریکا تظاهراتی وسـیع برگزار شـد؛ دو میلیون نفـر از کارگران کارشـان را ترک کرده و ٨ سـاعت کار را در روز طلب نمودند. این تظاهرات توسـط پلیس امریکا به خاک و خون کشـید شـد. چهار تن از کارگران دراین تظاهرات کشـته شـدند. در روز ۴ می همان سـال، یعنی سـه روز بعـد، زمانی که کارگران مشغول به خاک سـپاری کشـته شـده گان بودند و تظاهراتی به پا نموده بودند، توسـط عوامل سرمایه داری بمبی در میان جمعیت منفجر گردید که منجر به قـتـل ده ها تن از تظاهر کننده گان شـد و یک تن پلیس هم به قتل رسـید. متعاقباً موج وسـیعی از دسـتگیر های کارگران و به محاکمه کشـانیدن رهـبران کارگران آغاز شـد و عـده یی را به اعدام محکوم نمودند. در پای چوبه دار یکی از رهـبـران کارگــران فـریاد کشـید که « صـدای کارگران را نمی توان خفـه کرد! » به دنبال این تضیقات پلیسی، موانعی در تکرار تظاهـرات ــ با این وسـعـت ــ ایجاد گردید. کارگران تصمیم خود را در سـال ۱٨٨٨ تجدید کردند و جشـن بعـدی را در او ماه می سـال ۱٨۹۰ تعـیین نمودند. از آن سال ها به بعد هر ساله به مناسبت اول ماه می در اکثر کشورهای جهان تجمعاتی در دفاع از حقوق قشر کارگر جامعه برگزار می شود و نسبت به وضعیت وخیم کارگران اعرتاض می گردد. گرامی داشت روز کارگر در دولت ملی مصدق با ایجاد سندیکاها همراه شد و پس از دولت آن بزرگمرد برای مدت ها از جنبش کارگری و این روز خبری نبود. پس از انقلاب پنجاه و هفت هر ساله این روز از سوی حاکمیت که خود را حامی پا برهنگان جامعه معرفی می کرد تجمعاتی برگزار می گردید در واقع به نوعی حکومتی برگزار می گردید آن هم در غیاب سندیکاها و گروهها و تشکل های کارگری. زیرا که حاکمیت سرکوبگر تاب و توان هیچ گونه ایجاد سندیکا و یا تشکل کارگری را نداشت. اما طی سال های اخیر مخصوصا در دوران صدارت سیاه دولت احمدی نژاد که تمامی عرصه های اقتصاد به دست انحصارطلبان سپاه سپرده شد و در این سال ها قشر کارگر بیش از پیش تحت فشار قرار گرفت و آن چیزی که زحمتکشان جامعه با دستان پینه بسته و تن خسته خود به دست می آوردند از دست دادند. اول ماه می امسال؛ جامعه کارگری ایران امروزه علاوه بر بی توجهی ها و بی مهری هایی که خصلت حکومت استبدادی و ضد مردمی ایجاب می کند، با مشکلات و معضلات ناخواسته و تحمیلی دیگری نیز مواجه است که جایگاه و منزلت آنان را حتی از سطح متوسط منزلت مورد پذیرش جهانی و معاهدات مرتبط با آن از جمله کنوانسیون بین المللی کار بسیار پایین آورده است. جامعه کارگری ایران امروز با مشکلاتی از جمله معضل رو به گسترش بیکاری و مولود نامیمون آن یعنی فقر که علاوه بر سلب شرایط امنیت شغلی برای کارگران، زندگی آنان و خانواده هایشان را دچار تنش های دائمی ساخته است. واردات بی رویه و بی سابقه کالاهای مصرفی با مشابه داخلی طی سال گذشته به ایران که بخشی از آن که می توان معلول سیاست های خاص در روابط بین المللی حاکمان ایران دانست، منجر به ورشکستگی و فروپاشی چندین هزار واحد تولیدی و بیکاری نیروهای کار آنان شده است. و از طرفی عدم توجه به نقش فعالیت های صنفی و اتحادیه های کارگری در ساماندهی وضعیت حقوق و معیشت کارگران و جلوگیری از تشکیل آنها و حتی دستگیری فعالین این عرصه و برخوردهای خشن با اجتماعاتی که صرفاً جنبه صنفی داشته و ارائه تلقی سیاسی از آنها موجب بی ثباتی وضعیت نابسامان قشر کارگری شده است. از سویی دیگر خصوصی سازی که حاکمیت ایران در پیش گرفته خصوصی سازی که بیشتر به شخصی سازی شبیه هست تبدیل گرده است در واقع خصوصی سازی به شیوه نامناسب و غیر اصولی، همان واگذاری بی حساب و کتاب صنایع، کارخانجات و واحدهای اقتصادی بدون در نظر داشتن ارزش واقعی آنها، با بهای نازل به عده ای خاص از جمله وابستگان به قدرت سیاسی و یا همان سرکوب گران که تجمعات اعتراضی مردم را به خاک و خون کشیدند می باشد و عدم نظارت بر سرنوشت آتی آنها بعد از واگذاری، به گونه ای که بخش زیادی از این صنایع به دلیل عدم تناسب قیمت خرید با ارزش واقعی آنها، به فاصله کوتاهی از طرف صاحبان جدید آنها مضمحل و با فروش ماشین آلات و اموال منقول و غیر منقول آنها، بخش عظیمی از سرمایه های کشور را از بخش صنعت به بخش های دیگر از جمله واسطه گری، ساخت و ساز نیز مجوب شده است که طیف وسیعی از کارگران در اقصا نقاط میهن مان از کار بیکار شده و یا ماههاست که از دریافت حقوقی بی بهره بوده اند. کارگران که صاحبان اصلی نیروی کار شاغل در واحدهای اقتصادی و صاحبان واقعی آنها هستند اما حاکمیت که می بایست با اولویت قرار دادن تعاونی های کارگری، تعاونی هایی با نام هایی با برچسب نهادها متصل به حاکمان فاسد زندگی سختی را برای قشر کارگر به وجود آورده است. کارگران ایرانی که طی سال های اخیر باتنی رنجور و خسته با سیاست های نادرست دولت و حاکمیت کودتا اندک نان خود از سفره هایشان را از دست دادند.اول ماه می امسال نماد همبستگی کارگران و نیروهای مولد جامعه و پیوستگی آنان با جنبش آزادی خواهی ایران جهت رسیدن به حقوق از دست رفته خویش خواهد بود. رحیم همتی

۱۳۹۰ اردیبهشت ۶, سه‌شنبه

سرتیپ جلالی: این یک جنگ رسمی است! حمله با ویروس "استار س" به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی

رئیس سازمان پدافند غیر عامل جمهوری اسلامی – سرتیپ جلالی- رسما اعلام داشت که علاوه بر "ویروس استاکس نت" اکنون ویروس دیگری بنام “استار. س” به تاسیسات اتمی ایران حمله کرده است.
ما موفق شدیم این ویروس را کشف کنیم و هم اکنون آن را به آزمایشگاهداده ایم ولی نتایج قطعی بدست نیامده است. گرچه مشخص شده که این ویروس هماهنگ با سیستم اتمی ایران بوده، اما تخریب آن در مرحله اول بسیار کم گزارش شده است.
رئیس سازمان پدافند غیر عامل در باره ویروس استاکس نت نیز گفت:
تهدید "استاکس نت" بطور کامل برطرف نشده و ممکن است به شکل دیگری فعالیت خود را ادامه دهد.
ما باید خود را برای مقابله با ویروس های بعدی آماده کنیم ، زیرا امکان دارد که ویروسهای جدید وقتی وارد سیستم اتمی ایران شوند به مراتب از ویروس اولی خطرناک تر باشند.
آمریکائی ها و اسرائیلی ها با این ویروس ها به سایت های اتمی ایرانحمله می کنند و با ویروس جدید توانسته اند به برخی اسناد در شبکه کامپیوتری اتمی ایران راه یافته و به کامپیوترها نیز آسیب زده است.ممکن است وزارت امور خارجه دراین باره اقدام به پیگیری حقوقی کند، زیرا این یک جنگ رسمی "سایبری" است. روس ها از همین اصطلاح دراین باره استفاده می کنند.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۴, یکشنبه

موسوی، خامنه ای و رفسنجانی چه گفتند و چه می گویند آن که از خط خارج شد علی خامنه ای بود، نه موسوی



یکی از معاونان سیاسی اسبق وزارت کشور، یادداشت کوتاهی درباره دوران ریاست جمهوری خامنه ای، نخست وزیری موسوی و ریاست رفسنجانی بر مجلس نوشته و در سایت "کلمه" منتشر کرده است. این یادداشت دو ویژگی مثبت دارد. نخست آن که بر خلاف مقاله نویسی و خبرنویسی رایج در جمهوری اسلامی که متاثر از "منبر" و "روضه خوانی" و لبریز از تکرار است، کوتاه و فشرده است و دوم آن که مستند است. یعنی یاداشت های روزانه نویسنده است.
این یادداشت را با حذف مقدماتی که کلمه متاثر از همان نکاتی که دربالا نوشتیم بر آن افزوده، در ادامه می خوانید:

«چند روز پیش که برحسب اتفاق نگاهی به اوراق و مدارک قدیمی خود انداختم، چشمم به برگه‌هایی افتاد که بخشی از خاطرات دوران خدمت در وزارت کشور را شامل می‌شد.
بخشی از این خاطرات مربوط به سمیناری بود که معاونان سیاسی استانداری‌های سراسر کشور در آن شرکت داشتند و من به واسطه اشتغال در اداره کل سیاسی وزارت کشور در آن سمینار حضور داشتم و گوشه‌ای از آنچه را که در این سمینار مطرح شد، به رشته تحریر درآوردم.
این سمینار در دوازدهم یا سیزدهم مهرماه ۱۳۶۵ برگزار شد و یکی از مهم‌ترین محورهای آن بررسی شرایط سیاسی کشور و نحوه فعالیت معاونین سیاسی استانداری‌ها بود.
شاید کمتر کسی به خاطر بیاورد و یا باور کند که آن روزها با وجود جنگ، درباره ضرورت فعالیت سیاسی و چگونگی گسترش آن سخن به میان می‌آمده است.
القصه؛ می‌خواهم گوشه‌ای از دفتر یادداشت‌های آن روزها را ورق بزنم تا نسل امروز و دوستان و همکاران دیروز به خاطر بیاورند که مسئولان چگونه به امور می‌نگریستند و خود مقایسه‌ای داشته باشند میان سخنان سه مسئول بلندپایه کشور در آن روزها یعنی آقایان خامنه‌ای، موسوی و هاشمی رفسنجانی.
«مردم سیاست را درک می‌کنند»
بعد از سمینار به دیدار آقای خامنه‌ای رئیس جمهور رفتیم. آقای خامنه‌ای گفت:
«امروز جامعه ما یک جامعه سیاسی است و این سیاسی بودن به یک صنف یا قشر خاص اختصاص ندارد. قبلاً حتی علما و تحصیلکرده‌ها هم چیزی از سیاست نمی‌دانستند. مانند سایر کشورها که مردم چیزی از سیاست نمی‌دانند، اما مردم ما سیاست را به خوبی درک می‌کنند. البته با وجود سیاسی بودن مردم، ما آموزش سیاسی منظم نداریم. ما به دنبال عمق بخشیدن به بینش سیاسی مردم نبوده‌ایم، به علت توجه به مسائل اقتصادی و معیشتی مردم از این مسئله غافل شدیم. شما باید این خلأ را پر کنید. برای اینکه مردم در صحنه بمانند و قدرت تحلیل پیدا کنند و انحراف‌ها را بشناسند، بایستی که تلاش کنید و سواد سیاسی مردم را بالا ببرید.»
ایشان در ادامه گفت:
«جامعه ما به دلیل سیاسی بودن آسیب‌پذیر هم هست. باید مراقب بود که وجود دو جریان سیاسی که الآن مطرح است به یک برخورد خشن منتهی نشود. چون از راه اختلافات سیاسی ناهنجاری‌های سیاسی ایجاد می‌شود که برای آینده انقلاب و نظام بسیار خطرناک است. شما معاونین سیاسی باید جلوی این برخوردها را بگیرید. شعار ما باید محکوم کردن اختلاف میان نیروهای نظام باشد، نباید انسجام سیاسی آسیب ببیند….»
«سیاست شاخه‌ای از فرهنگ است»
بعد از این ملاقات، دیداری هم با آقای مهندس موسوی نخست وزیر داشتیم. آقای موسوی در این ملاقات گفت:
«سیاست شاخه‌ای از فرهنگ است و در حقیقت از فرهنگ متولد می‌شود و در جامعه‌ی ما، امام از فرهنگ و مقوله‌های فرهنگی بیشترین استفاده را بردند و جامعه‌ی متفرق و از هم گسسته‌ی ایران را از طریق تلاش فرهنگی به هم پیوند زدند. لذا شما معاونین سیاسی باید غرق در فرهنگ مردم استان خود باشید. در یک استان اقوام و گروه‌های مختلفی هستند که باید آنها را خوب بشناسید. کم‌توجهی به این امر موجب خسارت و آسیب جدی به حوزه‌ی سیاسی و حتی شکست خواهد بود. هیچ تصمیم سیاسی و مدیریتی در استان نمی‌توان اتخاذ کرد، مگر اینکه به شرایط فرهنگی آن استان توجه داشت. نمی‌توان در مرکز نشست و بدون نظر استان‌ها برنامه‌ریزی کرد. باید با مطالعه دقیق پیرامون شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی هر منطقه به برنامه‌ریزی پرداخت.»
آقای موسوی ادامه داد:
«ریشه‌ی اقتدار نظام، مردم هستند. اگر مردم نباشند، انقلاب و نظام وجود ندارد. یک زمانی به ما انتقاد می‌کردند که چرا شعار حمایت از مستضعفین و محرومین و کارگران را مطرح می‌کنیم؛ ما می‌گفتیم: همین مردم بودند که در صحنه حضور داشتند. اگر آنها نبودند، کارخانه‌ها با اعتصاب تعطیل می‌شد. همین‌ها بودند که با ایمان و تعهد خود چرخ کارخانه‌ها را به حرکت درآوردند. اگر خودخواهی‌هایی را که پست و مقام به ما می‌دهد، کنار بگذاریم، متوجه می‌شویم که مردم عامل اصلی اقتدار ما هستند. اگر تردیدی در این زمینه داشته باشیم، نمی‌توانیم بر مشکلات پیروز شویم.»
«دفاع از کسانی که صدایشان به جایی نمی‌رسد»
آقای موسوی در ادامه گفت:
«مسئله دفاع از مظلوم جزء اولویت‌های کاری ما است. نظامی که نسبت به ظلم بی‌تفاوت است، قطعاً اسلامی نیست. معاون سیاسی استاندار اگر مخالف ظلم نباشد، شایسته‌ی آن سمت نیست. باید چهره‌ی ظلم‌ستیزی داشته باشد، همان‌گونه که این چهره در امام هست.»
نخست‌وزیر خاطرنشان کرد:
«سیاست‌های ما باید به سمتی باشد که تعداد بیشتری از مردم را شامل شود. همه‌ی ما باید متوجه کسانی باشیم که صدایشان به جایی نمی‌رسد. ما اگر به خدا و مکتب ایمان داریم و پیرو خط امام هستیم، باید عموم مردم را در نظر داشته باشیم. حکومت باید صبر و تحمل داشته باشد. باید با سعه‌ی صدر با مردم و مشکلات برخورد کند. دید وسیع داشته باشد. ما با تمام مردم طرفیم. ملت که تنها یک گروه خاص نیست. تلاش کنید نابسامانی‌ها به صورت ریشه‌ای شناخته شود. یک معاون سیاسی باید پدیده‌های نامرئی را بشناسد و اینها جز با داشتن مطالعه‌ی عمیق و رابطه‌ی نزدیک با متن جامعه امکان‌پذیر نیست. وارد اختلافات سیاسی موجود در استان‌ها نشوید و از موضع بالا تلاش کنید همه‌ی گروه‌ها و جریانات را در اداره‌ی امور و حل مشکلات به کار بگیرید.»
آقای موسوی در پایان به ضرورت ارتباط صمیمی و نزدیک با روحانیت نیز اشاره کرد و گفت:
«ارتباط نزدیک با روحانیت به حل مشکلات کمک می‌کند، روحانیت از توان بسیار بالایی در بسیج مردم برخوردار است.»
«هر کس را کنار بگذاریم، ضرر کرده‌ایم.»
سپس به دیدار آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی رفتیم. ایشان هم طی سخنانی گفت:
«کار شما خیلی مهم است. امروز وحدت نیروها به خاطر جنگ اهمیت زیادی دارد. ما باید با دوستی و رفاقت کارها را دنبال کنیم، تا این انقلاب به حرکت خود ادامه دهد. شما معاونین سیاسی تلاش کنید برخوردها و اختلافات سیاسی تا آنجا که ممکن است کمتر شود. شما نباید تابع یک جریان سیاسی خاص باشید و بقیه با شما مخالفت کنند. امروز هر کس را کنار بگذاریم، ضرر کرده‌ایم. این به نفع ما نیست که اگر یک جریان پیروز شد، جریان دیگر را کنار بزند. ما باید یاد بگیریم که سلیقه‌های مختلف را تحمل کنیم. اسلام و اخلاق هم همین را توصیه می‌کند. ما قبل از انقلاب و در دوران مبارزه و زندان با بسیاری از افراد در کنار هم علیه حکومت شاه مبارزه کردیم. این مایه‌ی تأسف است که بعد از پیروزی نمی‌توانیم با هم کار کنیم.»
آقای هاشمی ادامه داد:
«ما باید توقعاتمان را مهار کنیم. اگر قرار باشد هر چیزی که من می‌خواهم در مجلس تصویب شود که دیگر مجلس نیست. همکاری‌ یعنی اینکه همدیگر را تحمل کنیم و به خاطر مصالح بزرگتر گاهی از نظر خود کوتاه بیاییم. امام هم همین نظر را دارند. دشمنان ما برای اختلاف و تفرقه بیشترین تلاش را می‌کنند، اما ما نباید به این سمت برویم و تا آنجا که می‌شود باید تنش‌ها را مهار کرد. لذا وزارت کشور و استانداری‌ها می‌توانند برای جمع کردن سلیقه‌های مختلف تلاش کنند که ان‌شاء‌الله مردم هم حمایت خواهند کرد.»
حال سخنان هر سه مقام مسئول در آن روزها را مقایسه کنید و شرایط امروز آنها و مواضع اخیرشان را نیز بسنجید و ببینید کدام یک بر همان اعتقاد و در همان راه باقی مانده است.»

۱۳۹۰ اردیبهشت ۳, شنبه

رابطه ایران و بحرین بکلی قطع می شود ملک سفارت جمهوری اسلامی در بحرین مصادره می شود!


میدان "لولو"ی منامه پایتخت بحرین، پس از سرکوب مردم معترض به استبداد سلطنتی در این کشور. معترضان، به سبک اجتماع در میدان التحریر قاهره، در این میدان تحصن کرده بودند. بهانه این سرکوب، دخالت های نظامی سپاه پاسداران در بحرین اعلام شد.

۱۳۹۰ فروردین ۲۹, دوشنبه

اعتصاب ده هزار کارگر پتروشیمی وارد هشتمین روز خود شد

خبرگزاری هرانا - اعتصاب بیش از ده هزار کارگر شرکتهای پیمانکاری مجتمع‌های پتروشیمی منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر که از روز بیستم فروردین ماه جاری آغاز شده است همچنان ادامه دارد. روز پنج شنبه ۲۵ فروردین ماه علیرغم گرد و غبار در منطقه، کارگران روزکار مجتمع پتروشیمی بندر امام در محل کار خود در حال اعتصاب بودند و ساعت ۱۲ ظهر طبق معمول روزهای گذشته با راهپیمائی در گرداگرد میدان مقابل دفتر مرکزی مجتمع و سر دادن شعار به منازل خود رفتند و کارگران شیفت‌ها طی دو روز تعطیل پنج شنبه و جمعه در محل کار خود حاضر بودند اما کار نمی‌کردند. به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، روز جمعه مشاور مدیر عامل مجتمع پتروشیمی بندر امام از فرصت نبود کارگران روز کار استفاده کرده و با همراهی رئیس حراست و چند تن دیگر از مسئولین پتروشیمی با گردش در واحدهای مختلف تلاش کرد با دادن وعده و وعید کارگران شیفت‌ها را راضی به شکستن اعتصاب کند اما موفق به اینکار نشد. بنا بر این گزارش امروز شنبه ۲۷ فروردین ماه طبق معمول روزهای گذشته کارگران در محل کار خود حاضر شدند و ضمن تداوم اعتصاب دست به تجمع و راهپیمائی در مقابل دفتر مرکزی شرکت زدند. در تجمع امروز کارگران پیمانکاریهای مجتمع پتروشیمی بندر امام، کارگران شیفت‌ها نیز حضور پیدا کرده بودند و تعداد کارگران تجمع کننده بیش از دو هزار و پانصد نفر بود. امروز رئیس حراست و چند تن دیگر از مسئولین پتروشیمی با حضور در تجمع کارگران و دادن وعده تلاش کردند با ایجاد تفرقه در میان کارگران آنان را وادار به پایان دادن به تجمع و شکستن اعتصاب کنند اما با مقاومت متحدانه و اصرار کارگران مبنی بر تحقق خواست‌هایشان مواجه شدند. در تجمع امروز کارگران با سر دادن شعار "حی الا خیر العمل رئیس جمهور مرد عمل" خواهان تحقق مصوبه هیئت وزیران در سال ۸۴ مبنی بر بر چیده شدن شرکتهای پیمانکاری شدند. دیگر شعارهای امروز کارگران عبارت بودند از: پیمانکار نمی‌خواهیم نمی‌خواهیم -پیمانکار غارتگر بیت المال- وعده ما فردا وعده ما فردا- ظریف کار ظریف کار پیمانکار نمی‌خواهیم. امروز اعتصاب و تجمع و راهپیمائی کارگران در سایر مجتمع‌های پتروشیمی منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر نیز در جریان بود و بیش از ده هزار نفر از کارگران این منطقه اقتصادی همچنان به اعتصاب و تجمعات خود ادامه دادند. با تداوم اعتصاب کارگران شرکتهای پیمانکاری در مجتمع پتروشیمی امام و علیرغم فشاری که بر کارگران رسمی جهت جلوگیری از توقف تولید در واحدهای مختلف وارد کرده‌اند طی هفته گذشته و پس از گذشت سه روز از اعتصاب بتدریج واحدهای مختلفی از سرویس خارج شده‌اند که از جمله این واحد‌ها می‌توان از واحدهای: پی وی سی – ال دی – اچ دی – بی‌دی اس ار و در مجتمع کیمیا از واحد سلروم وی سی نام برد.

۱۳۹۰ فروردین ۲۷, شنبه

نامه نسرین ستوده به دخترش مهراوه: تو به مانند من طاقت آوردی



همزمان با اعلام جایزه پن امریکا به نسرین ستوده که به خاطر دفاع ازحق آزادی بیان به او اهدا می شود، نامه نسرین ستوده به دخترش مهراوه را دریافت کردیم. نامه را در زیر می خوانید: مهراوه عزيز دلم! دختر افتخار آفرينم! از بند 209 زندان اوين برايت سلام و آرزوي سلامتي مي‌فرستم. از سبد سلام‌هايم نگراني‌ها، دلتنگي‌ها و اشك‌هايم را برمي‌دارم تا سبدم سرشار از سلام و سلامتي براي تو و برادر عزيزت باشد. شش ماه است از شما كودكانم دور مانده‌ام. در اين مدت تنها امكان چند بار ملاقات با شما را در حضور ماموران امنيتي داشته‌ام. در اين مدت حتي امكان ارسال نامه‌اي يا دريافت عكسي از شما يا حتي ملاقاتي آزادانه و بدون شرايط امنيتي را نداشته‌ام و تو نمي‌داني چه غمي بر دلم چنگ مي‌زد هر بار كه مي‌ديدم در چه شرايطي بايد با شما ملاقات كنم.. هر بار پس از ملاقات و هر روز و هر روز در جدال با خويشتن از خود پرسيده‌ام آيا حقوق كودكان خود را رعايت كرده‌ام؟ و تو نمي‌داني چقدر نياز داشتم تا مطمئن شوم تو كودك نازنينم كه به عقل و درايت‌ات ايمان دارم، مرا متهم به نقض حقوق كودكانم نمي‌كني. مي‌داني مهراوه جان، اصلا از روز اول بازداشتم به تو و برادرت و حقوق‌تان مي‌انديشيدم و براي تو به دليل سن و سال‌ات بيشتر نگران بودم. نگراني از طاقت‌ات و قضاوت‌تو، نگراني از روحيه‌ات و بالاتر از همه، نگراني از پذيرش اين موضوع توسط دوستان و همكلاسي‌هايت. اما ديري نگذشت كه ابرهاي ترديد و دودلي رخت بربستند و من دانستم هيچ يك از آن نگراني‌ها واقعيت ندارند و من، نه، ما توانستيم محكم بر جاي خويش بايستيم . . . تو به مانند من طاقت آوردي، در پاسخ به صحبتم كه گفتم: "دخترم يك زماني فكر نكني كاري كردم كه شايسته‌ي چنين مجازاتي باشم و فكر شما نبوده‌ام" و بعد با اطمينان به تو گفتم: "همه‌ي كارهايم قانوني بوده است" به مهرباني با دست‌هاي كودكانه‌ات صورتم را نوازش كردي و به من اطمينان دادي كه: "مي‌دانم مامان . . . مي‌دانم" و من آن روز از كابوس قضاوت فرزندانم رها شدم. دخترم ! نگراني‌هايم بابت رابطه تو و همكلاسي‌هايت نيز كاملا اشتباه بود، زيرا هميشه نسل جديد، زودتر از پدر و مادرها به خرد و انديشه‌ورزي مي‌رسند . . . و اين چنين بود كه من از همه‌ي نگراني‌ها خلاص شدم و محكم و استوار بر خانه اولم ايستادم . . . . اين ايستادگي را بيش از همه، مديون تو و پدرت هستم.